محض رضای خدا یه تیکه هم قسمت خوب نداشت همش بد بود :/
چند روز پیش یه نفر تو اینستا ریکوئست داده بود از اسمش فهمیدم یکی از همکلاسی های دوران ابتداییمه منم فالو کردم بعد عکسشو نگاه کردم دیدم نمیشناسم
میخواستم آنفالو کنم گفتم بذار از این یکی همکلاسی بپرسم این همونه یا نه ! میگه آره همونه یه ذره تغییر کرده دیگه چیه مگه !! والا طرف اگه میکوبید از اول میساخت انقدر تغییر نمیکرد که این کرده
یادش بخیر کلاس اول ابتدایی بودیم سه چهار نفری نشسته بودیم داشتیم واسه هم چاخان سر هم میکردیم و کلی کیف میکردیم بعد من گفتم پارسال که ما رفته بودیم شمال تو گردنه حیران یه ماشین رفته بود ته دره !! بعد این همکلاسی ما برگشت گفت وااااای آره سعیده مام اونجا بودیم دیدیم اونارو 
وای چقد استرس انگیزه این روزا مخصوصا واسه من که شدیدا ساعت مطالعم اومده پایین :(
برچسب:
نویسنده: نگین صمیمی